
| کتیبهء بیستون
کتيبهء بزرگ داريوش کبير (486-521 ق.م.) در سه زبان پارسي باستان – ايلامي – بابلي – که بارتفاع هفتاد متر بر جبههء کوهي موسوم به بيستون نقر گرديده، وقايع اولين سالهاي سلطنت او، و فتوحاتي را که در نوزده جنگ نصيب او شده بود، مفصلاً ذکر مينمايد. طبق گفتهء «ديودور» مورخ يوناني نام اصلي محل بَگَستانَ = جاي خدا بوده است.
متن پارسي باستان در 414 سطر در پنج ستون، در زير نقش داريوش و نه نقر نافرمان که آنها را مغلوب و اسير کرده بود، قرار گرفته است.
... | | [ادامه نوشتار] | | |

| Under Construction |

| پسر دانشکامه
«پسر دانشکامه» عنوان متني است از متنهاي فارسي ميانه که تحرير پهلوي آن از ميان رفته و تنها تحرير پازند آن در دست است. عنوان ديگر ومعروفتر اين متن که از مندرجات آن استنباط ميشود «چم کُستي» است.
اين متن در مجموع به بحث در مورد ضرورت بستن کُستي و نقشهاي نمادين آن اختصاص دارد که به صورت مناظرهاي ميان فرزندي کنجکاو (= پسر دانشکامه) و نيز پدري فيلسوف (= دانايي دوست) صورت ميگيرد، که بيترديد، اين دو شخصيت نيز بايد نمادين باشند.
متن داراي 76 بند اصلي و پاياننوشتي در 8 بند است. سبک نگارش آن در بسياري از موارد... | | [ادامه نوشتار] | | | داروي خرسندي
1) داروي خرسندي براي ]آن[ چيز كه ]آن[ را چاره ني، بخشيده ]و مقدّر و مختصّ[ شده است؛ و نيز درمانِ آن را كه چاره ]هست[، آساني ]و سهولت[ اين (= داروي خرسندي) دهد:
2) ]دستورِ ساختنِ[ دارو اين باشد ]به وزنِ[ يك دِرمْسَنگ: به منش آميختن ]و[ از روي دانش شناختنِ خرسندي، يك دانگِ سنگ؛
... | | [ادامه نوشتار] | | | شهرستانهاي ايران
... | | [ادامه نوشتار] | | | گزارش شترنج و نهش نيواردشير
1- ايدون گويند كه اندر پادشاهي خسرو انوشه روان، از (سوي) سچيدرم، بزرگ شهريار هندوانشا، براي برآزمودن خرد و دانايي ايرانشهريان و نيز سود خويش نگريدن (= به ملاحظه منافع خويش)، شترنج، اين چنين جفت (= بصورت دو طرف قرينه)، شانزده تاي از زمرد و شانزده تاي از ياقوت سرخ ساخته و فرستاده شد.
2- با آن شترنج، هزار و دويست اشتر بار زر و سيم و گوهر و مرواريد و جامه نودپيل كه با آن چيزهاي پربها همراه كرد، فرستاد؛ و چون تترگدوس در (ميان) هندوان برگزيده بود (او را نيز) همراه فرستاد.
... | | [ادامه نوشتار] | | | يادگار زريران
به نام دادار هرمزد و مرواي جهش نيك، تندرستي و دير زيوشي همهء بهان و فرارون كنشان (نيكوكاران)، بويژه او كه اين برايش نويسانده شد.
1- اين را يادگار زريران خوانند، بدانگاه نوشته شد كه گشتاسپ شاه با پسران، برادران، خاصّان (= واسپوهران) و همالان خويش، اين دين ويژهء مزديسنان را، از هرمزد پذيرفت.
2- پس ارجاسپ خيونان خداي را آگهي (= ازد) آيد كه گشتاسپ شاه با پسران و برادران، خاصّان و همالان خويش اين دين ويژهء مزديسنان را از هرمزد پذيرفت.
... | | [ادامه نوشتار] | | |

| Under Construction |
|
برای استفاده بهتر از مقالاتی که با قلم اوستایی و یا پهلوی حروفنگاری شدهاند دو قلم زیر را در رایانهء خود نصب کنید.
 | | قلم پهلوي Ham-dibirih |
 | | قلم اوستایی Jamaspa |
|