در حال دریافت اطلاعات...
|
| نبشتههاي کهن | نسخهشناسي | کتيبهشناسي | پژوهشها | پژوهشگران | بررسی و نقد کتاب | کتابشناسي |
|
|
فرهنگ کوچک زبان پهلوي![]() فرهنگ کوچک زبان پهلوي تأليف: د. ن. مکنزي ترجمهء: دکتر مهشيد ميرفخرايي ناشر: پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، چاپ دوم، تابستان 1379
در ميان کتابهاي لغت منتشر شده هميشه فقدان يا حداقل کمبود فرهنگهاي مربوط به زبانهاي کهن احساس شده است. شايد دليلش، مخاطبين محدود آن باشد. اما اگر حوزهء زبانشناسي تاريخي را بسط دهيم اين دليل چندان موجه نخواهد بود.[1] به نظر نگارنده، هرچند کتاب حاضر با هدف فراهم آوردن يک منبع اصلي براي زبان فارسي ميانه و در شکل جزئيتر زبانشناسي تاريخي گردآوري شده اما ميتوان آنرا به عنوان منبعي فرعي براي دروس تاريخ و باستانشناسي نيز به کار برد، چه بسا که دانشهاي مذکور ارتباطي تنگاتنگ با زبانهاي کهن داشته و جهت تحليل بخش قابل ملاحظهاي از آثار و اسناد به جاي مانده بدان وابستهاند. کتاب حاضر که تأليف مستشرق نامي ديويد نيل مکنزي و ترجمهء دکتر مهشيد ميرفخرايي است بخشي از نياز دانشجويان را برطرف ميکند. اين کتاب دربردارندهء حدود چهارهزار واژه فارسي ميانه است که در سه بخش عمدهء پهلوي-فارسي، فارسي-پهلوي و واژهنماي پهلوي منظم شده است.[2] در بخش اول بالغ بر چهارهزار واژهء پهلوي با معادل امروزي آنها آمده است. بخش دوم شامل واژهنامهء فارسي-پهلوي است. در اين بخش نيز حدود چهارهزاروپانصد واژهء فارسي با معادل پهلوي آنها گردآوري شده است. البته با انتساب سرواژهها، تعداد آنها به حدود چهارهزار واژه کاهش پيدا ميکند.[3] بعد از بخش دوم، پيوستهاي کتاب قرار گرفته که شامل 9 بخش جداگانه است. پيوست اول شامل نام ايزدان دين زردشت از هرمزد تا زروان ميباشد. پيوست دوم شامل نام ديوان از اهريمن تا وزرس[4] است. در پيوست سوم، ماههاي – دوازدهگانهء سال آمده است. چهارمين پيوست حاوي نام روزها از روز اول يعني هرمزد تا روز سيام يعني انغران[5] است. در پيوست پنجم، گامهاي بامداد، نيمروز، غروب، غروب آفتاب تا نيمه شب و نيمه شب تا سپيدهدم آمده است. در پيوست شمارهء 6، کشورها به ترتيب خونيره، ارزه، فرددفش، ويددفش، سوه، وروبرشت و وروجرشت آمده است.[6] در پيوست هفتم، واحدهاي اندازهگيري طول آمده و پيوست هشتم به اسامي بروج دوازدهگانه اختصاص دارد.[7] در پيوست آخر هم واژهنماي پهلوي واژههاي افزوده ذکر شده است. اما بخش سوم کتاب واژهنماي پهلوي آن است که حدود چهارهزار و ششصد واژه و رسمالخط پهلوي همان واژه را در کنار هم قرار داده است.[8] از نکات قابل توجه اين کتاب يکي آنست که مؤلف سعي کرده تا واژههاي معتبر را گردآوري کند و واژههاي مشکوک را وانهد. از آنجا که هر واژهنامهاي از زبان پهلوي، تقريباً تعدادي واژهء مبهم دارد که چگونگي آنها اعم از چگونگي صورت و معني مشخص نيتس، مؤلف سعي کرده تا با تکيه بر متون معتبر اين زبان همچون کارنامهء اردشير بابکان، دادستان مينوي خرد، ارداويرافنامه، بندهش و متنهاي پهلوي ويراستهء جاماسب آسانا و همچنين با استفاده از برگردانهاي پهلوي متنهاي اوستايي همچون ونديداد و يسنا و ويسپرد، شمار اين واژههاي مبهم را کاهش دهد. و ديگر اينکه شيوهء آوانويسي کتاب با بخشي از منابع و کتب منتشر شدهء پيش از اين متفاوت است[9] و به شيوهاي که به نام خود مؤلف معروف است يعني – شيوهء مکنزي انجام شده است.[10] در اين روش صورت مکتوب واژه در نوشتهء مانوي، ملاک اصلي تلفظ آن است. تمام واژههاي اين فرهنگ نيز مطابق همين نظام آوانويسي[11] شدهاند. در توضيح حرفنويسي[12] کتاب حاضر نيز دو جدول ضميمه شده است. در انتها جا دارد از زحمات دکتر ميرفخرايي بخاطر عرضهء ترجمهء اين اثر ارزشمند به اهل زبان و تاريخ و فرهنگ ايران قدرداني گردد. [1]- در زمينهء حوزهء فعاليت زبانشناسي تاريخي نک: آرلاتو، آنتوني: درآمدي بر زبانشناسي تاريخي، ترجمهء يحيي مدرسي، پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي، تهران، 1373، صص 29-17. [2]- اين کتاب ترجمهاي است از: D.N. Mackenzie, 1971, A Concise Pahlavi Dictionary, London: Oxford University Press. [3]- سرواژههاي پهلوي در اين کتاب همواره با حروف برجسته آورده شدهاند، فقط تعداد اندکي از سرواژهها با حروف ايتاليک آمدهاند که براي ارجاع به گونهء ديگر آوانويسي آن واژهها بوده است. [4]- Wizarš [5]- Anagrān [6]- اينها نام هفت کشور هستند، Arzah, Xwanirah, Wōrūbarašt, Sawah, Wīdadafš, fradadafš, Wōrūjaršt. جهت اطلاع بيشتر نک: آموزگار، ژاله: تاريخ اساطيري ايران، سمت، تهران، 1374، صص 43-42. [7]- اين فهرست به وسيلهء مترجم افزوده شده است. [8]- در مورد انواع رسمالخط در پهلوي نک: آموزگار، ژاله و تفضلي احمد: زبان پهلوي، ادبيات و دستور آن، انتشارات معين، تهران، 1380، صص 49-15. [9]- در مورد شيوههاي آوانويسي نک: ابوالقاسمي، محسن: تاريخ زبان فارسي، سمت، تهران، 1373، صص 190-189. [10]- نک: D.N. Mackenzie, 1967, Notes on the Transcription of Pahlavi, Bulletin of the School of Oriental and African Studies, XXX, pt. 1 ,17-29. [11]- Transcription [12]- Tranliteration |
|
دربارهء ما | دريافت فايل | پيوند با ما | پيوندها | بانکهای اطلاعاتی | خدمات کلیه حقوق مادی و معنوی مطالب متعلق به نویسندگان آنها است و هرگونه برداشت از مطالب این پایگاه تنها با ذکر منبع آزاد است. |