بانکهای اطلاعاتی
راهنمای ریشهء فعلهای ایرانی (بقلم دکتر محمد مقدم)
جستجو در در متن اوستا (به خط دین دبیره)
متون فارسی باستان (به خط میخی فارسی باستان)
|
:: پربينندهترينها :: | پهلوي
زبان و ادبیات زبان فارسی میانه و ادبیات آن . واژهء پهلوی منسوب به پهلو و برگرفته
از صورت ایرانی باستان ava par است . این واژه در اصل به سرزمین پارت اطلاق می شده
و منسوب به آن در نوشته های مانوی پهلویگ و پهلوانیگ بوده است (آندره آس و هنینگ ص
301ـ303). پهلوی از نظر اشتقاق به معنای زبان پارتی است (لازار 1995 ص 52) و در این
مفاهیم نیز به کار رفته است : لهجه های محلی غرب ایران یعنی لهجه های منطقهء فهله
یا پهله در این مفهوم بیشتر به صورت فهلوی آمده است که در متون عربی به صورت فهلویه
است و جمع آن به فهلویات معروف بوده... | | [ادامه نوشتار] | | | بخت در لغت، مفهوم و ادبيات فارسي
بخت . 1) در لغت . الف ) لفظ . بخت در فارسی میانه و نو, از وجه ساده و حسی «پاره تکه و بخش » به مفهوم ذهنی ـ فلسفی سرنوشت و تقدیر الهی ـ در برابر کوشش و اختیار بشری ـ گسترش یافته از ریشهء ایرانی باستان ـ bag و هند و ایرانی ـ bhag به معنای بخشیدن (= بخش کردن و قسمت کردن ) است . واژهء مشترک هند و ایرانی ـ baga به معنی خدا و بخشندهء بهرهء نیک (فارسی باستان ـ baga و هندی باستان bhؤga رجوع کنید به کنت ص 199) صفت مفعولی ـ baxta اوستایی به سه معنی : بخت نیک (وندیداد 21 بند 1) بخت بد (تیر یشت بند 23) و پیش آمد و نصیب و سرنوشت (وندیداد 5 بند 9 ویشتاسب یشت بند 38 دارمستتر ج 2 ص 676) و نیز صورت ـ ra d bax اوستایی به معنی «قسمت و سهم » که به صورت «برخ » به فارسی نو رسیده و نیز نامهای باستانی bagabuxىa bagabigna و bagayadi (نام هفتمین ماه سال ) در فارسی باستان و صفت اوستایی a-buxta- g ba (بارتولومه ستونهای 921-923) به معنی «ایزدی بخت » که در بندهش (ص 65) صفت رشته کوههای البرز است همه از همین ریشه و شواهد خوبی برای معنای آن هستند... | | [ادامه نوشتار] | | | درباره نام دو سياره در زبانهاي پهلوي و فارسي
اين مقاله كه اميدوارم بر دورههاي انتقالي فرهنگ ايراني پرتوي بيفكند، شامل دو بخش است: بخش اول از سياره زحل (كيوان) گفتگو ميكند و بخش دوم از سياره زُهره (ناهيد).
تازهترين تحقيق درباره نام سيارات در دوره باستان، تا آنجا كه من خبر دارم، تحقيق «اَيْلْ رِسْ» تحت عنوان «معني و مبناي نام سيارات» است كه در 1975 منتشر شده است. قبل از او «آنتوان شِرِرْ» در كتاب خود «اسامي سيارات بين اقوام هندوژرمني» (هايدلبرگ 1953) و قبل از او «و. گوندل» و «هـ . گوندل» (به ياري «ر. بوكر») در مقاله خود تحت عنوان «سيارات» در... | | [ادامه نوشتار] | | |
برای استفاده بهتر از مقالاتی که با قلم اوستایی و یا پهلوی حروفنگاری شدهاند دو قلم زیر را در رایانهء خود نصب کنید.
 | | قلم پهلوي Ham-dibirih |
 | | قلم اوستایی Jamaspa |
|